مرتضى مطهرى

342

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اينجا عاقل ذاتى دارد و معقول هم ذاتى ؟ وقتى كه نطفه انسان شد آيا الآن كه انسان شده است باز نطفه‌اى وجود دارد و انسانيتى ، كه اين انسانيت الآن عارض بر اين نطفه است ؟ آيا الآن اثنينيّتى وجود دارد ؟ نه ، واضح است كه اثنينيتى وجود ندارد . الآن كه نطفه انسان شده است ديگر نطفه به حال نطفه بودن وجود ندارد كه انسانيت عارض او باشد . نطفه‌اى بود ولى حالا انسان است ، حالا ديگر انسان شده است . اين تصويرى است كه در باب اتحاد عاقل و معقول گفته‌اند . « 1 » پس وقتى كه مىگوييم اتحاد عالم و معلوم ، مقصود اين است كه نفس آنگاه كه علم پيدا مىكند ، با علم خودش « 2 » متحد مىشود ، كه وقتى آن علم را پيدا كرد ديگر اينطور نيست كه علم چيزى است و عالم چيز ديگر . همان علم ، هم عالم است هم علم ، هر دو . مراتب علم ولى در اينجا در عين حال ما نبايد مراتب را فراموش كنيم . كسانى كه قائل به اتحاد عاقل و معقول هستند در عين حال در مورد علم و ادراك قائل به مراتب هستند ؛ با حفظ مراتب قائل به اتحاد هستند . مثلا اگر من احساس مىكنم ، قوهء حاسّهء من مانند يك امر بالقوه است كه با صورت ادراكى حسى من ( و نه با شىء خارجى )

--> ( 1 ) اين در مورد « عالم و معلوم » ؛ آن وقت خود « علم » چه مىشود ؟ استاد : اين « معلوم » كه در اينجا مىگويند مقصود معلوم خارجى نيست . در اينجا وقتى « اتحاد عالم و معلوم » مىگويند در واقع مىخواهند « اتحاد عالم و علم » بگويند ؛ يعنى مقصود از معلوم ، معلوم بالذات است كه خود علم باشد نه معلوم بالعرض . ديگر اين را احدى نگفته است كه وقتى انسان به اين ديوار علم پيدا مىكند وجود انسان با ديوار عينى متحد مىشود . بدون شك مقصود اين نيست . خودشان هم [ تصريح ] مىكنند كه : اين اشتباه نشود ؛ مقصود چنين چيزى نيست . ( 2 ) يعنى با تصور ذهنىاش . استاد : نه ، در واقع و نفس الامر هم همين طور است ؛ يعنى الآن كه شما يك صورتى از يك شيئى در خارج داريد آن « من » شما در همين علم شما حضور دارد ؛ همين علم شما مرتبه‌اى از « من » شماست . - منشأ تفاوت چيست ؟ بالاخره ما مىفهميم كه باز عالم غير معلوم است ؛ منشأ اين اثنينيت چيست ؟ استاد : اجازه بدهيد ، اين جنبه‌هاى ديگرش را هم عرض خواهيم كرد .